او را کشتم ...

 

 

 

مگسی را کشتم...

نه به این جرم که حیوان پلیدیست ، بد است

و نه چون نسبت سودش به ضرر ، یک به صد است

طفل معصوم به دور سر من میچرخید

به خیالش قندم!!!

یا که چون اغذیه ی مشهورش تا به آن حد گندم!!

ای دو صد نور به قبرش بارد..

مگس خوبی بود

 

من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد ، مگسی را کشتم...

 

/ 30 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محسن

سلام‏ ‏‏ ‏‏ ‏و‏ ‏عیدت‏ ‏مبارک‏ ‏

بهاره.ص

سلام دوست خوبم سال جدیدرو بهت تبریک میگم و برات سالی سراسر شادی و خوشی آرزو میکنم .... بعد از مدتها برگشتم و امیدوارم بازم به دیدنم بیای .... همیشه شاد باشی و سربلند .. بهاره[خداحافظ]

احمدی

سلام و عیدتان مبارک ! برای آمدنش آئینه ها دخیل بسته اند ، برای آمدنش شمع ها نذرکرده اند، گلدسته ها را دیدم که دعا می کردند ، برای حضورش غنچه ها با همه بی زبانی سینه هایشان را چاک کرده اند و تحویل سال را هم دیدم که برایش بی قراری می کرد ...

مشاوره خانواده

سلام ... تشکر از اینکه خبرم کردید.... موفق باشید ... [گل][گل][گل][گل][گل][لبخند]

بهاره .ص

سلام نازنینم ... دوست با معرفتم میدونم خیلی بی معرفتم اما باور کن خیلی داغونم ... اومدم ... باز نوشتم ... اما انگار دیگه هیچی نمی تونه جای این همه خشم و غصه رو بگیره و آدمو آروم کنه ... روزایی که دارن پشت هم میگذرن و انگار نمی فهمیم که عمرمون داره تموم میشه بی اینکه کاری انجام بدیم ... دم اونی گرم که گفت : جماعتی که خودشونو به خواب زدن رو دیگه نمی شه بیدار کرد .... راست گقت نازنین !!! همیشه شاد باشی دوست من و سربلند . بهاره [خداحافظ]